خانهدانلود هاارسال مقالهنظراتدرباره ما

ورود مدیریت سایت

  نام کاربری :

رمز عبور :

خبر

اينجا نماي علم ودانش وپله هاي صعود به سوي ترقي است.....

 از كليه دانشجويان رشته مهندسي صنايع دعوت به همكاري ميشود:ارسال مقالات ومطالب آموزنده در ارتباط با مهندسي صنايع با ذكر منبع و نام خود،از طريق قسمت ارسال مقالات.ارائه پيشنهادات و انتقادات از طريق قسمت نظرات.00

آمار بازدیدها

تاکنون:34001

بازدیدهای امروز:18

بازدیدهای دیروز:27

لینکها


تعداد بازدیدها از این مقاله : 911 بار


حل مسئله Problem Solving


حل

تعريف: يافتن و پياده‌سازي راه‌حل‌هايي براي رويدادها و موضوعاتي كه تهديدكننده انجام كارا يا اثربخش يك كسب و كار هستند.

 زير موضوعات: 1. خلاقيت (Creativity) تعريف : توانايي خلق يا اختراع چيزهاي جديد. شرح : خلاقيت يكي از بخش‌هاي مهم طراحي است.

 2. فنون حل مسئله (Problem Solving Technique) الف. طوفان فكري (Brainstorming) تعريف : توليد ايده، فكر يا راهكار از طريق بحث در گروه‌هاي كوچك از افراد.

3. نوآوري (Innovation) تعريف : توسعه فناوري‌ها، محصولات، فرايندها و سيستم‌هاي جديد و بكارگيري آنها در عمليات كسب و كار. مقالات مرتبط با موضوع مورد نظر كه به سه مورد آنها اشاره كرده وتنها به مطالعه كامل يكي ميپردازيم:

 1.خلاقيت ونو آوري بهمني، پرديس كليدواژه : خلاقيت؛ نوآوري؛ هوش؛ خصوصيات افراد خلاق

2. خلاقيت و نوآوري: تعريف، مفاهيم و مديريت آن محمدي، ناهيد

چكيده : اين مقاله به تشريح مفاهيم و مباني خلاقيت و نوآوري مي‌پردازد. تعاريف مختلفي از خلاقيت ارائه مي‌شوند و از ديدگاه روانشناسي و سازماني مورد بررسي قرار مي گيرند. سپس موضوع نوآوري و ارتباط آن با خلاقيت شرح داده مي‌شود. ارتباط خلاقيت و نوآوري، تأثير ساختار بر نوآوري، تأثير فرهنگ سازماني بر نوآوري، تأثير مت.... كليدواژه : خلاقيت ؛ نوآوري ؛ مديريت خلاقيت ؛ سازمان هاي خلاق ؛ افراد خلاق ؛ تكنيك هاي خلاقيت ؛ طوفان فكري ؛ شش كلاه تفكر ؛ تفكر موازي ؛ گردش تخيلي ؛ ارتباط اجباري

3. مسير شغلي خود را انتخاب كنيد كليدواژه : مسير شغلي؛ مهارت؛‌ مهارت‌هاي قابل انتقال؛ برنامه‌ريزي شغلي مسير شغلي خود را انتخاب كنيد مترجم : مهريزي، ناهيد

چكيده شناخت مهارتهاي قابل انتقال يك قدم اساسي در برنامه‌ريزي شغلي است. مقاله حاضر توضيح مي‌دهد كه اين مهارتها چه هستند و كمك‌هايي را براي تشخيص و افزايش ميزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب ارائه مي‌نمايد. انواع مهارتها، شامل مهارتهاي فني، مهارتهاي اكتسابي و مهارتهاي قابل انتقال، تشخيص مهارتهاي قابل انتقال، موجودي مهارتها، عناوين شغلي، روش كار را با مهارتها و به روز نگه داشتن مهارتها رئوس مطالب اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

منبع : روزنامه همشهري،‌ يكشنبه 23 مرداد 1384، سال سيزدهم، شماره 3773، صفحه 10.كليدواژه : مسير شغلي؛ مهارت؛‌ مهارت‌هاي قابل انتقال؛ برنامه‌ريزي شغلي

--------------------------------------------------------------------------------

 1- مقدمه بسياري از افراد تصميم‌هاي شغلي خود را از طريق مشاهده دنياي اطراف و تلاش براي تطابق خودشان با اين دنيا اتخاذ مي‌كنند. اين امر مخالف كاري است كه واقعاً بايد انجام شود. بهترين مسير شغلي فرايندي است كه از درون آغاز مي‌شود (يك نوع تكامل خودآگاهي). شما مي‌بايست از مهارتها، استعدادها، توانايي‌ها، امكانات و ويژگي‌هاي منحصر بفردتان آگاه شويد چون اين خودآگاهي چرخه‌اي است كه فرد را به سمت يك شغل رضايت‌بخش هدايت مي‌كند. شناخت مهارتهاي قابل انتقال يك قدم اساسي در برنامه‌ريزي شغلي است.مقاله حاضر توضيح مي‌دهد كه اين مهارتها چه هستند و كمك‌هايي را براي تشخيص و افزايش ميزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب ارائه مي‌نمايد.

 2- انواع مهارتها مهارتها را مي‌توان به عنوان سرمايه منحصر به فرد هر شخص تعريف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهاي فني، مهارتهاي اكتسابي و مهارتهاي قابل انتقال. مهارتهاي فني تخصص گرايي درون يك رشته خاص را مطرح مي‌كند و فرد را قادر مي‌سازد كه يك شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحي يك فرايند شيميايي، عمليات ساخت تجهيزات و مانند آن. مهارتهاي اكتسابي ريشه در ويژگي‌هاي شخصي يك فرد مانند انعطاف‌پذيري، كنجكاوي، قدرت تصميم‌گيري و بهينه سازي دارد. مهارتهاي قابل انتقال مهم ترين نوع مهارتها در توسعه مسير شغلي است. اين مهارتها را مي‌توان از حرفه‌اي به حرفه ديگر و از يك حوزه صنعت به حوزه ديگر منتقل كرد. شناخت مهارتهاي قابل انتقال اولين قدم در خودآگاهي و برنامه‌ريزي شغلي است.

 اين مهارتها در هفت مقوله جاي مي‌گيرند: ارتباطات: نگارش، گفت وگو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازي، مديريت، تبليغ و بيان احساسات خلاقيت: تجسم، ذهني سازي، ابداع، ايجاد، بداهه پردازي، تعبير و تفسير و استفاده از توانايي‌هاي هنري تحقيق: جمع آوري، ارزيابي و طبقه بندي اطلاعات تشريح: استفاده از تحليل‌هاي منطقي، توسعه چارچوب‌هاي كاري، تشخيص ضعف‌ها و شناخت شباهتها حل مسائل: تعريف يك مسئله، ارزيابي گزينه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود يك موقعيت سازماندهي: از طريق دنبال كردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئيات، بايگاني، جستجو و طبقه‌بندي تركيب: تلفيق قطعات اطلاعات در يك كل به هم پيوسته، بررسي اطلاعات و بيان آنها در يك شكل واضح آگاهي از مهارتهاي قابل انتقال كمك مي‌كند، دريابيد چه توانايي‌هاي ويژه‌اي داريد و ضمناً امكاني براي واضح سازي آن توانايي‌ها به شما مي‌دهد.

3- تشخيص مهارتهاي قابل انتقال منبع مهارتهاي قابل انتقال اغلب در زندگي روزانه وجود دارد. در تجربيات زندگي، كارهايي كه در هر دوره زندگي انجام داده‌ايد و از انجام آن لذت برده‌ايد، اعتقاد داشته‌ايد كه به خوبي از عهده آن برآمده‌ايد و باعث غرور و خوشحالي شما شده است. اين مهارتها بايد خيلي زود در زندگي آشكار شود تا محملي باشد براي معرفي فرد. مهارتهاي قابل انتقال عموماً در موفقيتها و تجربيات مثبت زندگي پيدا مي‌شوند. خاطراتتان را مرور كنيد و درباره مواقعي كه برايتان خيلي ارزشمند بوده، بنويسيد چون از طريق نوشتن درك جامع تري از خودتان خواهيد داشت. تمرين دو مرحله‌اي زير كمك مي‌كند كه مهارتهاي قابل انتقال را بشناسيد: موفقيت‌هاي خود را فراخواني كنيد. يك سفر در خاطراتتان (از كودكي تا زمان حاضر) داشته باشيد. تا جايي كه مي‌توانيد تجربياتي را كه به شما احساس رضايت مي‌دهد به ياد بياوريد. سعي كنيد تجربيات را در زمان‌هاي مختلف زندگي مرور كنيد. اين تجربيات رضايت‌بخش مي‌تواند طيفي از مسائل مانند كمك به برادر يا خواهرتان در يادگيري خواندن، ساختن يك اسباب بازي مكانيكي، توسعه يك سيستم تجهيزاتي تا سازماندهي يك رخداد سياسي را در بر گيرد. اين طيف بايد شامل كارهايي باشد كه شما انجام داده‌ايد نه رويدادهايي كه برايتان اتفاق افتاده است. اصل لذت يا رضايت بسيار مهم است. ممكن است اين قضيه براي بقيه دنيا اهميتي نداشته باشد، اما در چشمان شما بايد ارزشمند جلوه كند و يك رخداد حياتي و معنادار در زندگيتان قلمداد شود. خاطراتتان را تحليل كنيد. همان طوري كه رويدادهاي رضايت‌بخش زندگي را به خاطر مي‌آوريد، جزئيات آن را مشخص نماييد. به موقعيت‌ها، موضوعات، افراد درگير و نقشي كه بازي كرده‌اند، توجه داشته باشيد. جمع آوري جزئيات را كامل كنيد تا جايي كه مي‌توانيد درباره فعاليتي كه خودتان در اين فرآيند انجام داده‌ايد و نحوه انجام آن را بنويسيد: چگونه كار را سازماندهي كرده‌ايد، ديگران را متقاعد كرده‌ايد، مسائل را حل كرده‌ايد و غيره. اين تمرين كمك خواهد كرد كه مهارتهايتان را با بررسي تجربيات واقعي در زندگي مشخص كنيد. بخش عمده‌اي از امور پنهان در تجربيات (چيزي بيش از آنچه كه از خودتان انتظار داريد يا قادر به دركش هستيد) مهارتها و استعدادهاي شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آيا درباره مردم بود و يا در مورد مفاهيم كلي، هنر، علوم يا پزشكي؟ از چه قابليتهايي استفاده كرديد؟ نگارش، آموزش، تحقيق، طراحي و يا اقناع؟ چه وضعيتي به طور مكرر رخ داد؟

حل مسئله، نيازهايي كه بايد برآورده مي‌شد و يا يك وضعيت بحراني؟ چه چيز باعث دستيابي شد؟ چه نيازي آشكار شد؟ سازماندهي اهداف، نياز براي كمك رساني، نياز براي كامل كردن يك فعاليت خاص؟ شرايط انجام كار چگونه بود؟ آيا مجبور به رعايت ضرب‌الاجل‌هاي تعيين شده بوديد و يا آزاد و مستقل كار مي‌كرديد و فرصت كافي براي آموختن و تجربه‌اندوزي نيز داشتيد؟ وقتي كه شما محدوده وسيعي از تجربيات را مرور مي‌كنيد به رخدادهاي كوچكي كه در پس اين محدوده قرار مي‌گيرد، دقت كنيد. آنها علايمي براي راهيابي به معاني عميق‌تر هستند. به فعاليتهايي كه در زندگي روزانه به شما انرژي مي‌دهد و نشاني از استعدادهايتان است، توجه كنيد: گلكاري در باغ، فعاليتهاي مالي، خواندن نقشه‌هاي پيچيده و يا تمركز نمودن روي يك مورد كاري خاص. استعدادها ممكن است به قدري طبيعي در شما پديدار شوند كه آنها را بي‌اهميت تلقي كنيد. اما اين ويژگي‌ها شما را از ديگران جدا مي‌كنند و دارايي ارزشمندي هستند. به همين لحاظ مهم‌ترين كاركرد پاداش اين است كه به عنوان يك محرك عمل مي‌كند و مجالي به بروز استعدادها مي‌دهد. دانستن اين كه در بسياري از فعاليتها خوب هستيد به شما شاهدي از مجموع مهارتها ارائه مي‌دهد و به اصولي كه در زندگي اجرا مي‌كنيد، تأكيد مي‌نمايد. به عنوان مثال مهارتهاي شما مربوط به كدام يك از امور ذيل است: مديريت، رهبري، تحقيق، طراحي و برنامه‌ريزي، ارتباطات ميان فردي و يا تحليل مسائل؟ بعد از انجام اين تمرين شما بايد درك بهتري از مهارتهاي قابل انتقال يا به عبارتي مهارتهاي شخصي و ميزان مهارتها داشته باشيد.

 4- موجودي مهارتها موجودي مهارتها ميزان دارايي شما از مهارتها و روشهاي ترجيحي فعاليتهاست. همچنين مجموعه منحصر به فردي از استعدادهاست. اين موجودي عامل ثبات حرفه‌اي شما در دنياي كار است. شناخت اين مهارتها باعث امنيت مي‌شود. چون آنها وسايل و امكاناتي نيست كه در اختيار داريد، بلكه موجوديت شماست. توانايي و قابليتي است كه شما از يك موقعيت به موقعيت ديگر و از يك شغل به شغل ديگر منتقل مي‌كنيد.

 5- روي عناوين شغلي تأكيد نكنيد عناوين شغلي فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهي مي‌شوند. شركتها هنوز اين عناوين را خيلي جدي مي‌گيرند. آنها مشخصه‌اي هستند كه شغل‌ها را توصيف مي‌كنند. اين مهارتهاي مورد نياز حرفه‌ها را توصيف نمي كنند. عناوين شغلي در رشته‌هاي مختلف معاني متفاوت دارند. بنابراين بسيار مهم است كه دريابيم هر عنوان شغلي چه معنايي مي‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهاي قابل انتقال مرتبط مي‌شود.

 به عنوان مثال يك مدير پروژه در صنايع شيميايي با يك مدير پروژه در شركت بازرگاني متفاوت عمل مي‌كند. در مواجهه با عناوين شغلي بايد چند سئوال اساسي را مطرح نماييد. به عنوان نمونه به اين موارد توجه كنيد: وقتي اين عناوين شغلي بر عهده ما گذاشته مي‌شود، دقيقاً مي‌بايست چه اقدامي انجام دهيم؟ آيا پيدا كردن راهكارها بر عهده ماست يا سازماندهي و تحليل؟

6- روش كار را با مهارتها ربط دهيد گاهي اوقات درك اين نكته كه چگونه مسئوليت را كامل كنيد از خود آن مسئوليت مهم‌تر است. روش شما در به نتيجه رساندن فعاليت‌ها چيست؟ آيا فرآيندمدار هستيد و كنجكاويد كه ببينيد چگونه اجزاء و مراحل يك فعاليت به هم مرتبط مي‌شوند يا هدف مدار هستيد و روي خروجي بيشتر تأكيد داريد تا فرآيند؟ آيا شما در چارچوب فرجه‌هاي زماني كار مي‌كنيد يا جلوتر از زمان حركت مي‌كنيد؟ آيا پروژه‌ها را مانند يك اكتشاف در نظر مي‌گيريد يا برنامه زمان‌بندي شده داريد؟ آيا دوست داريد به تنهايي كار كنيد و يا ترجيح مي‌دهيد در تعامل با ديگران باشيد؟ هنگامي كه مهارتهايتان را با روش‌هاي مورد علاقه انجام كار تركيب مي‌كنيد، امكاناتي داريد كه شما را به سوي يك فعاليت كامل‌تر هدايت مي‌نمايد. در واقع اگر حرفه‌اي را كه به آن علاقه داريد، پيشه خود سازيد و آن را با روش كاري مورد نظرتان هماهنگ سازيد، احساس متعالي بودن خواهيد كرد. 7- مهارتهايتان را در سطح مطلوب نگه داريد هدف شما مي‌بايست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانايي كاري در سطحي انعطاف‌پذير باشد. اگر مي‌خواهيد انتقال شغلي داشته باشيد و يا در حوزه‌اي كه هستيد پيشرفت كنيد، مشخص كردن شكافها در مهارتها و معلومات يك قدم اساسي است. بالا بردن توانايي كاري به معناي بارور ساختن قابليت‌ها و درك اين نكته است كه كجا مي‌توان اين شكاف‌ها را از بين برد. در اين ميان توسعه مهارتهاي چندگانه نيز ضروري است. اگر شما بتوانيد از مرزهاي قراردادي بگذريد و بين وظايف كاري روزمره و پروژه‌هاي خاص هماهنگي و توازن ايجاد نماييد، پس مي‌توانيد پيشرفت كنيد. آموزش مستمر بدين معناست كه خودتان را مطابق با تكنولوژي‌ها، صنايع و ساختارهاي كاري جديد روزآمد نگه داريد و از رويه‌هاي بازار و تغييرات نيازهاي كاري مطلع شويد. 8- تعريف موفقيت موفقيت براي افراد مختلف معاني متفاوتي دارد. براي برخي از افراد به دست آوردن قدرت مالي و براي برخي صرف وقت براي خانواده و يا داشتن يك شغل مستقل و مكفي موفقيت محسوب مي‌شود. اما يك نكته بين همگان مشترك است و آن اين كه استفاده از استعدادها و توانايي‌ها و ابراز وجود، يكي از راضي كننده ترين تلاش‌هاي انساني است. در اين ميان كار يك چرخه طبيعي براي ابراز وجود است. شناخت مهارتها و استعدادها انسان را به خودآگاهي بيشتر مي‌رساند. خودآگاهي و توانايي باعث ايجاد اطمينان و اعتماد به نفس مي‌شود و اعتماد به نفس باعث موفقيت مي‌گردد.

 حكايات مرتبط با موضوع: 1

_بازسازي دنيا نويسنده شرح : اميدوار، مجيد منبع : كوئيلو، پائولو. 1383. پدران، فرزندان، نوه‌ها. ترجمه آرش حجازي. چاپ پنجم. تهران: كاروان.كليدواژه‌ها : حل مسئله؛ ابعاد مختلف مسئله؛ رويكرد سيستمي؛ تفكر سيستمي

--------------------------------------------------------------------------------

متن حكايت

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد. «بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟»و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت. پدر با تعجب پرسيد: «مادرت به تو جغرافي ياد داده؟» پسر جواب داد: «جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم.»

 --------------------------------------------------------------------------------

 شرح حكايت

 در حل مسئله به ابعاد مختلف مسئله بايد توجه كرد. برخي اوقات حل يك مسئله به روش غير مستقيم امكانپذير است. حل يك مسئله ساده‌تر ممكن است منجر به حل يك مسئله پيچيده‌تر شود. 2_آن چه نجاتت مي‌دهد نويسنده شرح : اميدوار، مجيد كليدواژه‌ها : حل مسئله؛ ابعاد مختلف مسئله؛ رويكرد سيستمي؛ تفكر سيستمي

 --------------------------------------------------------------------------------

متن حكايت

 خبرنگاري مي‌گويد: به ملاقات ژان كوكتو رفتم. خانه او در حقيقت كوهي از خرت و پرت، قاب عكس، نقاشي‌هاي هنرمندان مشهور و كتاب بود. كوكتو همه چيز را نگه مي‌داشت و علاقه زيادي به هر يك از آن اشياء داشت. وسط مصاحبه توانستم از او بپرسم: «اگر اين خانه همين الان آتش بگيرد و فقط بتوانيد يك چيز با خودتان ببريد كدام يك از اين چيزها را انتخاب مي‌كنيد؟» كوكتو جواب داد: «آتش را انتخاب مي‌كنم»

 --------------------------------------------------------------------------------

شرح حكايت

در حل مسئله به ابعاد مختلف مسئله بايد توجه كرد. برخي اوقات حل يك مسئله به روش غير مستقيم امكانپذير است. حل يك مسئله ساده‌تر ممكن است منجر به حل يك مسئله پيچيده‌تر شود.

 جملات برگذيده در ارتباط با موضوع:

 1_عنوان: سرانجام تفاوت در نظرات نويسنده: جفرسون، توماس تفاوت در نظرات منجر به پرسش، و پرسش منجر به حقيقت مي‌شود.

 2_نويسنده مازلو، آبراهام نويسنده شرح اميدوار، مجيد متن فارسي اگر تنها ابزار شما چكش باشد با هر چيزي مانند ميخ رفتار مي‌كنيد.

 متن انگليسي: If the only tool you have is a hammer, you treat everythiny like a nail. شرح در حل مسئله و تحليل موضوعات نبايد ابزارگرا عمل كرد بلكه بايد نوع مسئله و ماهيت آن را به خوبي شناسايي كرد و سپس ابزار مناسب براي حل آن را پيدا كرد. منبع Wit, B. de and Meyer, R. 1998. Strategy: Process, Content, Context. 2nd ed. London: Thomson Business Press. p 4. كليدواژه‌ها ابزار؛ مسئله؛ حل؛ رفتار؛ رويكرد؛ حوزه تفكر لطيفه: A man flying in a hot air balloon realized he was lost. Reducing altitude, he spotted a man on the ground and descended to shouting range. "Excuse me," he shouted. "Can you help me? I promised my friend I would meet him a half hour ago, but I don't know where I am." The man below responded: "Yes. You are in a hot air balloon, hovering approximately 30 feet above this field. You are between 40 and 42 degrees North Latitude, and between 58 and 60 degrees West Longitude." "You must be an engineer," responded the balloonist. "I am," the man replied. "How did you know?" "Well," said the balloonist, "everything you have told me is technically correct, but I have no idea what to make of your information, and the fact is I am still lost." Whereupon the man on the ground responded, "You must be a manager." "That I am" replied the balloonist, "but how did you know?" "Well," said the man, "you don't know where you are, or where you're going. You have made a promise which you have no idea how to keep, and you expect me to solve your problem. The fact is you are in the exact same position you were before we met, but now it is somehow my fault." كليدواژه مدير؛ مهندس؛ مشاور

 گرد آورنده:خانم مهدیه مرتضوی

دوشنبه، 7 آبان ماه ، 1386 | ارسال شده توسط : user




نظرات
نام:

نظر:


صفحه : :1 :

نظرات

liv

کم گوی وگزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر

killer

fekr nemikonid tu chand ghesmat mibud behtar bud?????

صفحه : :1 :