اينجا نماي علم ودانش وپله هاي صعود به سوي ترقي است.....
از كليه دانشجويان رشته مهندسي صنايع دعوت به همكاري ميشود:ارسال مقالات ومطالب آموزنده در ارتباط با مهندسي صنايع با ذكر منبع و نام خود،از طريق قسمت ارسال مقالات.ارائه پيشنهادات و انتقادات از طريق قسمت نظرات.00
تاکنون:34007
بازدیدهای امروز:24
بازدیدهای دیروز:27
تعداد بازدیدها از این مقاله : 983 بار
حلقه هاي بهبود كيفيت

(Quality Control Circles)
گروههای QCCیا حلقه های بهبود کیفیت به دسته های کوچکی از کارگران گفته می شود که داوطلبانه برای حل مشلات کاری مشابه در یک محیط کاری مشابه دور هم گرد آمده وبا برخورداری از دیدگاه QCوبااستفاده از هفت ابزار QC(1- دیاگرام پارتو2- دیاگرام علت ومعلول3- نمودار(گرافها)4- برگ کنترل 5- هیستوگرام 6- نمودار پراکندگی یا همبستگی (SCATTER)7- نمودار کنترل)درطی هفت مرحله حل مسئله به روش QC(1- انتخاب موضوع 2- درک شرایط واقعی وانتخاب وتعیین اهداف 3- برنامه ریزی وتعیین فعالیتها4-تجزیه وتحلیل علتها 5- بررسی واجرای راه حل(اقدام متقابل)6-بررسی نتایج7-استاندارد سازی وتثبیت نمودن نتایج وکنترل) مشکلات را به صورت منطقیِ،علمی، کارا وموثرحل نمایند.
همان گونه که در نمودار نشان داده شده است کلیه ی فعالیت های موجود در هر سازمان به دو بخش عمده فعالیتهای روزمره وفعالیت هایی که باعث بهبود شرایط و محیط کاری می شوند تقسیم تقسیم می گردند.
از انجا که به دلیل عدم آشنایی با ماهیت هر یک از گروهها ممکن است تبیین آنها برای افراد مشکل باشدلازم است تا تفاوت میان فعالیت های پروژه ای وفعالیت های حلقه های بهبود کیفی بیان شود .
خودجوش بودن و داوطلبانه بودن نحوه شکل گیری حلقه های کنترل کیفی که با اراده وخواست خود کارگران تحقق می یابد بزرگترین وعمده ترین تفاوت میان این گروهها وگروههای پروژه ای است. درگروههای پروژه ای (Task Force)به خواست مدیر ارشد سازمان تعدادی از افراد پر تجربه ومتخصص برای هدف خواصی تعیین شده که بلا فاصله بعد از تحقق اهداف مورد نظر گروه پروژه منحل شده و اعضای ان به پست سازمانی خود باز می گدند.درحالی که گروهها و حلقه های بهبود کیفیت از استمرار همیشگی برخوردارند.فرایند کاری این دو گروه نیز باهم متفاوت است. اهداف گروه های QCCکوچک واهداف گروه های پروژه ای نسبتا ً بزرگ وهزینه بر است. فعلیتهای مربوط به گروههای پروژه ای به تخصص ودانش بالا وتجربه ی بسیار نیازمند است،در حالی که در گروههای بهبود کیفیت برخورداری از شامه ی مشکل یابی وعلاقه وپیگیری شرط اولیه ی کار است. ازآنجا که موفقیت هر پدیده ی جدید فرهنگی در هر کشور نیازمند وجود یک بستر فرهنگی مناسب در داخل ان کشور می باشد،لذا ممکن است فعالیت حلقه های بهبود کیفیت که برپایه ی فعالیتهای گروهی بنا شده است با بافت فرهنگی کشور میزبان سازگار نبوده که در این صورت نظام سیستم پیشنهادات که بيشتر متکی به توانايی های فردی است ميتواند ضمن اينکه زمينه ساز فعاليهای حلقه های بهبود کيفيت گردد به ارتقاء و افزايش توانايی های فردی وبهبود شرايط کار نيز منجر شود
مهرداد مركزي
منبع(كليد موفقيت ژاپن)
صفحه : :1 :
نظرات
باسلام، ازاينكه باهمت بلندخود ، مطالب باكيفيت رادراخيتار كابران قرار مي دهيد سپاس ويژه دارم هميشه سربلند وپاينده باشيد.
صفحه : :1 :